جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

40-هشدار ، خواهش میکنم بخوانید:((

1391/12/15 16:06
نویسنده : 💚رستا💙
1,275 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانای عزیز این پست فقط برای شماست برای حفظ سلامت و امنیت جانی خودتون....
وقتی که اینو خوندم خیلی مضطرب شدم . ..
مخصوصا که الان ایام نزدیک عیده  و روزایی که همه خانوده ها معمولا برای خرید به بوتیک ها و مغازه ها میرن .... از همتون خاهش میکنم تا این مطلب رو بخونید و حتما اونو با دوستانتون و اطرافیان به اشتراک بزارید و اگر نمیدونن بهشون اطلاع بدید
از ته قلبم امیدوارم تا تو این ایام با سهل انگاری مشکلی برای هیچ مادر و فرزند و هیچ کسی پیش نیاد
خیلی مراقب خودتون باشید
 friend - emoticonswallpapers.com

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید

‎((بچه ها حتما بخونید اینو توروخدا))
خبر فوری و بسیار وحشتناک وخطرناک

اگه جون خودتون و کسایی که میشناسید واستون مهمه این خبر رو به اشتراک بزارید

... برای خرید از هر مکان ناشناخته مخصوصا انواع بوتیک ها ،تنها نرید
...

این قضیه در تهران اتفاق افتاده و احتمال داره در شهرهای بزرگ دیگه هم باشه که بی خبریم.

آقا به همراه خانومش با اتومبیل پراید به این خیابون برای خرید میرن. آقا برای کاری از ماشین پیاده میشه و به خانومش میگه تو مانتو فروشی ها چرخی بزنه تا اگه مورد دلخواهش پیدا شد به آقا تک زنگ بزنه تا بیاد ببینه اما بعد از تمام شدن کار آقا خبری ازخانم نمیشه آقا نگران میشه و دنبالش میگرده . یکی دو ساعت طول میکشه و بسیار نگران به ۱۱۰ اطلاع میده و میگه خانوم من اینجا گم شده و موبایلشم جواب نمیده پلیس به این منطقه میرن و میگردن و خیابونا رو هم میبندن اما به نتیجه نمیرسن . بعد دو ساعتی گشتن به یکی از مغازه ها مشکوک میشن . داخلش میرن و میبینن همه چیز عادیه و فروشنده ها هم دو تا خانم هستند.

سربازا مشغول گشتن میشن که ناگهان یکی از سربازا در اتاق پرو باز میکنه میبینه چیزی توش نیست اما وقتی پاشو داخل اتاقک میزاره احساس غیر عادی زیر پاش میکنه و میبینه روزنه نور کوچیکی از ش پیداست .

دوباره همون فروشگاه رو با دقت بیشتری میگردن تا میبینن ه دکمه زیر میز فروشندست . دکمه رو فشارش میدن میبینن بله !! کف اتاق پرو به صورت آسانسوری میره پایین و اینکه کجا میره؟؟

پایین (زیر زمین ) مجهز بودهه به تشکیلات پزشکی و …. دکتر و .. که بعد از بیهوشی قربانیان (عموما زنان تنهاو ساده لوح) اقدام به خارج کردن کلیه اونها میکردن!!!!!

تمام ماجرا در ضمیمه تپش روزنامه جام جم امده شاید شماها شنیده باشین اما اگه کسی نشنیده براش تعریف کنید و هیچ وقت تو اینجور جاها تنها نرین...
مشابه این مورد در اصفهان هم بوده که پسری یازده ساله دزدیده شده و یک هفته بعد بدون اعضای داخلی بدن و حتی چشمهاش داخل یه گونی پیدا شده.....
خواهشا شیر کنید تا خدایی نکرده اتفاقی برا کسی نیوفته
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

sahar
14 اسفند 91 22:08
چه وحشتناک!!!!!!!!!!!!!!!! عجب دور و زمونه ایی شده.....
الهه مامان الینا
14 اسفند 91 22:31
جل الخالق ... خدا لعنت کنه کسایی رو که همچین کاری میکنن...تمام موهای تنم سیخ شد
زهرا(ترنم عشق)
14 اسفند 91 22:36
سلام رستا جونم خوبی
راستی این نظراتی که برای من میزاری
وقتی میزنی ثبت نظر به صورت خصوصی
جواب منو نمیتونی ببینی که عزیزم


سلام عزیزم اون نظراتی که خصوصی می زارم برای اینه که نمیخام کسی ببینه و تو هم جوابشو میتونی تو وبم خصوصی بزاری عزیزم
نگار مامان دخملی طلا
14 اسفند 91 22:44
وااااااااااااااااااااااااااای خیلی دردناکه......
زهرا(ترنم عشق)
14 اسفند 91 22:47
چشم عسیسممممممممممممم
زهرا(ترنم عشق)
14 اسفند 91 22:52
عزیزم خصوصی داری
راستی عزیزم برام خصوصی میذاری بهم اطلاع بده تا برم بخونم باشه


چشم حتما
پرستو مامان درین
14 اسفند 91 23:30
سلام مامانی ، خوبی؟ ایشالا جوجت به سلامتی دنیا بیاد ، در مورد این خبری که گذاشتی، من کاملا میدونم که واقعیت داره .. الان زمانه ی نا امنی شده ، از شما هم ممنون بابت به اشتراک گذاشتن این خبر . کاش مردم حواسشون باشه به این چیزا ، در جواب اون دوستایی هم که میگن امکان نداره باید گفت که مردم گشنن ، پول ندارن .. فقیرن و در نتیجه هر کاری میکنن ، الانم بازار قلب و کلیه و چشم و اجزای داخلی بدان داغ داغه ایشالا که دیگه از این خبرا نشنویم
مامان آزاده
15 اسفند 91 1:22
آره منم قبلن تو فيس بوك خونده بودمش خيلي وحشتناكه-من كه هيچ وقت تنها بازار نميرم
مهري
15 اسفند 91 8:20
واي رستا جون چه وحشتناك . كاش اين عكس شو برداري خيلي بد بود.
آتيلا جون و مامان شيما
15 اسفند 91 8:43
رستا جون چ اتفاق وحشتناكي... موهاي تنم سيخ شد... هنوز تو شوكم... آخه.... چي بگم زبونم بند اومده... ممنون از اطلاع رسانيت عزيزم...
شيما
15 اسفند 91 11:34
واييييييييي چه وحشتناک ممنون رستا جان که اطلاع رساني کردي
شيما
15 اسفند 91 11:38
رستا جان خصوصي گذاشتم برات


حتما عزیزم
شیدا
15 اسفند 91 15:08
وااااااااای
خدا بهمون رحم کنه با این وضعیت جامعه


میبینی توروخدا!!
شکرانه
15 اسفند 91 16:57
سلام رستا جان ممنون از اینکه به وبم سرزدی
برات آرزوی موفقیت دارم و انشالله یه مامان خوب برای جوجوی عزیزت بشی
به امید ان روز


مرسی عزیزم انشالله شما هم به زودی مامان بشی
تارا
16 اسفند 91 21:01
چه وحشتناک!
راستی شما ازدواج کردید یا هنوز نامزدید!؟


۱ ماه و نیم پیش عروسی کردیم به خاطر نینی وگرنه همچنان نامزد میبودیم...
میلاد
28 اسفند 91 8:25
سلام.سه روز پیش یکی از اقوام نزدیکمون تو تهران فوت کرد ما هم شبونه از کرمانشاه راه افتادیم به سمت تهران و...فردا شب دیدم یک نفر داد می زنه آی بچه م آی بچه م.گفتیم چه شده گفت بچه ی 4سالم نیستش منم سراسیمه رفتم دنبالش برگردم این کوچه واون کوچه هرکی یه جا می رفت منم ساعت 9شب بود رفتم داخل پارک یک دفعه چندتاپسر جلومو گرفتن وشروع کردن به مسخره بازی ویکدفعه یکیشون به من حمله کرد.خداخیلی بهم رحم کرد ومنم تهران رو بلد نبودم وفقط تا اونجایی که شد فرار کردم وحسابی گم شدم دیگه به هزار تاسختی اقوام منو پیدا کردن.خونه ی فامیلمون چهارراه استقلال.آخرشم فهمیدیم که بچه رو دزدیدن والی آخر...